گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹

 

تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را

تسلی چون دهد ازخود نخواهم آن تسلی را

بسوزد در تجلی و نسازد با تسلی دل

ببخشدگر تسلی جان دهم آن جان تجلی را

تجلی تان کند بر من مرا از من کند خالی

که یکتایم نشیمن کی کنم جز جای خالی را

تسلی چون توان شد از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی