گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۲

 

اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیندبه جای مفرش و بالی همه مشت و لگد بیند
ازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست اوکه معلوم‌ست تعبیرش اگر او نیک و بد بیند
خصوصا اندر این مجلس که امشب در نمی‌گنجددو چشم عقل پایان بین که صدساله رصد بیند
شب قدرست وصل او شب قبرست هجر اوشب قبر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی