گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۵

 

بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان ده
بیا آب حیاتت را به دست می پرستان ده
به میخواران مده می را که قدر می نمی دانند
چو خیری می کنی ساقی بیاور می به مستان ده
بیا ای صوفی صافی و دُرد درد دل درکش
چه می لرزی به جان آخر بیا جان را به جانان ده
اگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی