گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳۱

 

دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
مگر گاهی زدیوان قیامت فال بگشاید
چنان کز پرتو خورشید انجم محو می گردد
هزاران عقده از یک جام مالامال بگشاید
گشایش نیست در طالع گرههای خدایی را
که ده انگشت نتواند زبان لال بگشاید
به حرف و صوت نتوان شکر منعم را ادا کردن
دهان کیسه می باید که صاحب مال بگشاید
زهستی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی