گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

 

خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد

پری در طبع سنگ افسون میناسازیی دارد

نمی‌دانم چسان پوشد کسی راز محبت را

حیا هم با همه اخفا عرق غمازیی دارد

مژه بگشا وبنیاد هوس تا عشق آتش زن

چراغ ناز این محفل شررپردازیی دارد

بیا رنگی بگردانیم مفت فرصت است اینجا

بهار بیخودی هم یک دو دم‌گلبازیی‌دارد

اگر از خود روم‌ کو تاب تا رنگی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی