گنجور

عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۹ - می صافی

 

می صافی طلب جانا که دردی کش گرانخوار است
تو از ساقی نشانی گو که اینجا مست بسیار است
از این سودای عشق آخر سرت بر باد خواهی داد
سرت چون می رود خواجه چه جای فکر دستار است
ز پر کیسه ترا نقدی برون می باید آوردن
چنین کار آید از دزد سبکدستی که طرّار است
در دکان هر مردی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبدالقادر گیلانی