گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۴

 

شکر پیش لبت شیرین نگویند
رخت را لاله و نسرین نگویند
ز دیده می کنم شکر خیالت
اگر چه ظلم را تحسین نگویند
من از تو گشته گشتم وای و صد وای
گرت حال من مسکین نگویند
دل گم گشته، گر یابم نشانش
دران گیسوی چین در چین نگویند
دلا، گر جان ستد، خواهش مکن، زانک
به تأخیری سخن چندین نگویند
چنانش لطفها کرده ست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی