گنجور

حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۴۰

 

شب از مطرب که دل خوش باد وی راشنیدم نالهٔ جانسوز نى را
چنان در سوز من سازش اثر کردکه بى‌رقّت ندیدم هیچ شىء را
حریفى بد مرا ساقى که در شبز زلف و رخ نمودى شمس وفى را
چو شوقم دید در ساغر مى‌افزودبگفتم ساقى فرخنده پى را
رهانیدى مرا از قید هستىچو پیمودى پیاپى جام مى را
حماک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ