گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵

 

خدا را، سوی مشتاقان نگاهی
پیاپی گر نباشد، گاه گاهی
نگاهی کن، بامیدی که داری
که دارم از تو امید نگاهی
بیا، ای آفتاب عالم افروز
که پیش آمد عجب روز سیاهی!
رقیبا، امشب از من برحذر باش
که خواهم سوخت عالم را بآهی
رود سالی که آن مه را ندیدم
که دیدست این چنین سالی و ماهی؟
بنزد خوشه چین خرمن عشق
همه عالی نمی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۴۲ - ایضا له

 

فرستادم بخدمت کاردی خوب
که ارزد گوهر او هر چه خواهی
ببین بر دسته تیغش ، گر ندیدی
زبان مار در دندان ماهی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال خجندی » مقطعات » شمارهٔ ۹۶

 

چو دیوان کمال افتد بدستت
نویس از شعر او چندانکه خواهی
خیالات غریب و لفظ و حرفش
اگر خواهی که دریایی کماهی
زهر لطفش روان مگذر چو خامه
بهر حرفی فرو رو چون سیاهی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی