گنجور

اشعار مشابه

 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ٨١ - قصیده در مدح

 

زهی حیران ز قد و خط و دندان و لب دلبر

بباغ و راغ سرو و گل ببحر و کان در و گوهر

شود خادم لب و دندان و روی و موی آن مه را

گهی یاقوت و گه گوهر گهی کافور و گه عنبر

نباشد چون بر و بالا و موی و روی او هرگز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۹ - در مدح امام فاضل شمس الدین ابوافتح النطنزی

 

زهی در یای گوهر بخشش موج انگیز پهناور

نه آنرا غایت و پایان نه انرا ساحل و معبر

فرازش عنبر و عود نشیبش لؤلؤ و مرجان

هوا یش صافی و روشن زلالش عذب و جانپرور

فلک باقدر او پست و زمین در جنب او ذره

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

عمعق بخاری » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در مدح نصر بن ابراهیم

 

سپیده دم، چو از گردون نهان شد گوهرین پیکر

زمین ساجگون بنهاد تاج عاجگون بر سر

هوای قیر گون بر چد نقاب قیرگون از رخ

برآمد روز روشن تاب از فیروزه گون منظر

شعاع صبح زرین کرد ارکان فلک یک ره

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عمعق بخاری
 

فلکی شروانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲ - قصیده

 

رخ و زلف و لب و چشم و خط و خال تو ای دلبر

ز من بردند لهو و هوش و صبر و عیش و خواب و خور

مرا هست از غم و تیمار و درد و داغ هجرانت

به کف باد و به سر خاک و به چشم آب و به دل آذر

منم روز و شب و سال و مه از سودای عشق تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فلکی شروانی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالفتح علی

 

اگر بتگر چنو داند نگاریدن یکی پیکر

روا باشد اگر دعوی خلاقی کند بتگر

نه چون او پیکری آید نه حورالعین چنو زاید

نه گر باشد پری شاید چنو هرگز پری پیکر

بدو رخ چون شکفته گل بدو لب چون فشرده مل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر

 

بفرخ فال و خرم بخت و میمون روز و نیک اختر

بدارالملک باز آمد شه نیک اختر از لشگر

شکسته لشکر جنگی بسان خیل افریدون

گشاده قلعه محکم بسان سد اسگندر

چنین زی لشگر ترکان و پیکار بداندیشان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۸ - در مدح بوعلی

 

سرشگ ابر آزاری زمین را کرد پرگوهر

نسیم باد نیسانی هوا را کرد پرعنبر

ز گلبن گل همیخندد ز مشگ آذین همیبندد

کنون نرگس بپیوندد بهم مینا و سیم و زر

هوا غلغلستان گردد زمین سنبلستان گردد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۵ - در مدح لشگری

 

که را پشتی کند گردون چه باشد پشتی لشگر

چه باشد یاری لشگر که را دولت بود یاور

چه باید کشتن آن تخمی که بی کشتن ببار آید

چه باید کندن آن کانی که بی کندن دهد گوهر

چه باید مایه آن کس را که یابد سود بی مایه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۷ - در مدح ابومنصور مملان

 

مه نیسان برون آورد بر صحرا یکی لشگر

که با فیروزه گون در عند با بیجاده گون مغفر

شبیخون برده بر خر خیز و نازش برده بر ششتر

شده پر مشک و پر دیبا از ایشان دشت و کوه و در

بخندد بوستان زیر و بگرید آسمان از بر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمر

 

نگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربر

دو گلنارش ببین پر مار و دو مارش ببین پرپر

لبش ماننده مرجان برش ماننده مرمر

رخش پیرایه کشمیر و قدش فتنه کشمر

لبانش برده رنگ از می رخانش برده نور از خور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - در مدح و ستایش بهرام شاه و تهنیت پیروزی او بر سوری گوید

 

سزد گر جبرئیل آید بر این پیروزه گون منبر

کند آفاق را خطبه بنام شاه دین پرور

بنازد قالب چتر و بیازد قامت رایت

ببالد پایه تخت و بخندد پایه افسر

فلک را کله بر بندد ز طاوسان فردوسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سید حسن غزنوی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - در مذمت دنیا و مدحت جان و دل و چشم و چراغ دین حضرت امام حسن مجتبی «ع »

 

حوادث آتش و، ما خار و، غم دود و، سرا بیدر؛

از آن روزم سیه، دل تیره، لب خشکست و مژگان تر!

چه باشد زیر گردون، جز بلا و سوز و رنج و غم

بمجمر چیست، جز نار و شرار و دود و خاکستر؟!

چه امنیت؟ چه جمعیت؟ چه آسایش چه آرامش؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

واعظ قزوینی
 

[۱] [۲]