گنجور

ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۲

 

همی نالم به دردا، همی گریم به زارا

که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا

الا ای باد شبگیر، ازین شخص زمین‌گیر

ببر نام و خبر گیر، ز یار نامدارا

چو رفتم از خراسان‌، به دل گشتم هراسان

[...]

ملک‌الشعرا بهار