گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۹۶

 

ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوستبه قول هر که جهان مهر برمگیر از دوست
به بندگی و صغیری گرت قبول کندسپاس دار که فضلی بود کبیر از دوست
به جای دوست گرت هر چه در جهان بخشندرضا مده که متاعی بود حقیر از دوست
جهان و هر چه در او هست با نعیم بهشتنه نعمتیست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی