گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴

 

سحر نسیم صبامژده حبیب آورد
نوید مقدم گل سوی عندلیب آورد
بعید نیست که صد جان به مژده بستاند
بدین بشارت دولت که عن قریب آورد
گذشت باد بر آن پیرهن که سوی چمن
به دامن سمن و جیب غنچه طیب آورد
بلاست تیغ فراق و حبیب می داند
که این بلا به سر من همه رقیب آورد
طریق عشق چه پویم که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی