گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۶

 

چو روی خوب تو خورشید آسمان هم نیست
بقّد و قامت تو سر و بوستان هم نیست
ببوی آنکه برنگ رخ تو گردد گل
بسی تکلّفها کرد و آنچنان هم نیست
بجان ز لعل تو بوسی خریدم و دانم
که گر نباشد سودی درین زیان هم نیست
دو دست من ز میانت چه طرف بر بندد
ترا چوبا کمر آن نیز در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل