گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۳

 

دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد

هجوم ناز سراپای من به دل ‌گیرد

کجاست اشک که در عالم خیال توام

هزار آینه با جلوه متصل‌ گیرد

مزاج عاشق و آسودگی به آن ماند

که شعله رنگ هواهای معتدل ‌گیرد

به حیرت است نگاه ادب‌ سرشت وفا

که شمع خلوت ‌آیینه مشتعل ‌گیرد

بهار عمر و طراوت زهی خیال محال

مگر حیا عرض […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی