گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۷۵ - وله ایضاً

 

بزرگوارا آنی که پیش رأی تو خور
بزیر چادر سیماب گون نهفته شود
بگاه فکر بیان تو گر بر آشوبد
سرای پردة سرّ ازل کشفته شود
اگر گشاده شود دانگ سنگ سطوت تو
دریچه یی ز عدم در وجود سفته شود
زنوک کلک تو هر دم ز عالم معنی
هزار گوهر ناسفته بیش سفته شود
برای قدر تو هر روز کرد ظلمت شب
ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل