گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹

 

نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟که: آب دیدهٔ نظارگان ز سر بگذشت
ز من چو زان رخ همچون قمر نشان پرسیدرسید بر فلکم آه و از قمر بگذشت
تو بخت بین که: نخفتم شبی جزین ساعتکه خفته بودم و دولت ز پیش در بگذشت
کدام پرده بماند درست و پوشیده؟بدین طریق که آن ترک پرده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی