گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴

 

مآل‌کار چه بیندکسی نظر به هوا

نمی‌توان خبر پاگرفت سر به هوا

درتن چمن ز جنونکاری خیال مپرس

به خاک‌ریشه وگل می‌کند ثمر به هوا

زمین مزرع‌ایجاد بس‌که تنگ فضاست

نمونکاشته تخم شرر مگربه هوا

به‌عافیتگه خاکسترم چو شعله سری‌ست

مباد ذوق فضولی‌کند خبر به هوا

نه مقصدی‌ست معین نه مطلبی منظور

چوگردباد همین بسته‌ام‌کمر به هوا

جهان‌گرفت به رنگینی پر طاووس

غبار من‌که ندانم‌که داد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی