گنجور

صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۴۷ - و برای او همچنین

 

شنیده‌ای که حسین جا به کربلایی داشت
ندیده‌ای که چه رنج و چه ابتلایی داشت
شنیده‌ای که لبش تر نشد ز آب فرات
ندیده‌ای که چه آه شرر فزائی داشت
شنیده‌ای که گلستان دین خزان گردید
ندیده‌ای که چه گلهای باصفایی داشت
شنیده‌ای که سوی حجله رفت دامادی
ندیده‌ای که به کف خود چسان حنائی داشت
شنیده‌ای که صغیری ز تیر شد مدهوش
ندیده‌ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی