گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۳

 

اگر دل است به جان می‌خرد هوای تو راو گر تن است به دل می‌کشد جفای تو را
به یاد روی تو تا زنده‌ام همی گریمکه آب دیده کشد آتش هوای تو را
کلید هشت بهشت ار به من دهد رضواننه مردم ار بگذارم در سرای تو را
اگر به جان و جهانم دهد رضای تو دستبه ترک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۸

 

نبرده لذت دیدار دلگشای تو را
غلط به آینه، هر کس کند صفای تو را
به رهگذار تو صید کرشمه هاست دلم
که ناز نرگس لیلی ست، نقش پای تو را
گداخت ناله من، آشنا و بیگانه
خبر نشد دل بیگانه آشنای تو را


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی