گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۷

 

چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
سرشته‌اند به آب حیات، خاک مرا
مرا ز عشق غرض آه دردآلودست
مباش گو اثری آه دردناک مرا
جواب دعوی دشمن بس این که دامن دوست
گواه پاکی خود کرد عشق پاک مرا
زیادکردن تبر تو می‌سپارم جان
چه جای زحمت پیکان بود هلاک مرا؟
منم به بزم سخن آن شراب روحانی
که خضر آب بقا داده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی