گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹

 

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بسنسیم روضه شیراز پیک راهت بس
دگر ز منزل جانان سفر مکن درویشکه سیر معنوی و کنج خانقاهت بس
وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دلحریم درگه پیر مغان پناهت بس
به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوشکه این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس
زیادتی مطلب کار بر خود آسان کنصراحی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸ - جمال کعبه

 

اگر که شبرو عشقی چراغ ماهت بسستاره چشم و چراغ شب سیاهت بس
گرت به مردم چشم اهتزار قبله نماستبه ارزیابی صد کعبه یک نگاهت بس
جمال کعبه چمن زار می کند صحرابرو که خار مغیلان گل و گیاهت بس
تو خود چو مرد رهی خضر هم نبود نبودشعاع چشمه حیوان چراغ راهت بس
دلا اگر همه بیداد دیدی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار