گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶

 

شبم ز شهر برون برد و راه خانه نمودچو وقت آمدنم دیر شد بهانه نمود
به خشم رفت و درین گردش زمانم بستچه رنجها که به من گردش زمانه نمود
گهی ز چشمهٔ جنت مرا شرابی دادگهی ز آتش دوزخ به من زبانه نمود
چو مرغ خانه گرفتم درین دیار وطنکه این دیار به چشمم چو آشیانه نمود
اگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی