گنجور

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰

 

ز هجر مهدی هادی است کار و بارم تلخ
گذشت زین غم جانسوز روزگارم تلخ
شراب وصل تو روزی شود مگر روزی
که در خیال جز اینست هرچه آرم تلخ‏
حلاوتی ز عبادت نمی‏چشم بی تو
کجا دهد بر شیرین چو تخم کارم تلخ
بری ز عمر نخوردم که لذتی بخشد
به غیر حرف تو باشد هر آنچه آرم تلخ
دهان به ذکر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی