گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۲

 

به حرف سرد نصیحت زوال ما بندست
هلاک شمع به یک سیلی صبا بندست
درین محیط که باید گرفت سر به دو دست
به جمع کردن اسباب، دست ما بندست
دعا کنیم که در بیضه بال تیر شود
اگر سعادت ما در پر هما بندست
چه حاجت است به رهبر خداشناسی را؟
نگاه کن سر تار نفس کجا بندست
بیا به منزل ما […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی