گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۴

 

لطافت لب او بین و از زلال مپرس

خیال ابروی او بند و از هلال مپرس

ز دست دوست شکایت به دیگران خوش نیست

ملال می نگر از موجب ملال مپرس

به گوی گفت کسی حال چیست گفت ببین

[...]

جامی