گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰

 

با عشق کی گنجد قرار ناصح برو شرمی بدار

با پند عاشق را چکار ناصح برو شرمی بدار

من حرف او را طی کنم من ترک نقل و می کنم

این کارها من کی کنم ناصح برو شرمی بدار

ای عاقلان بهر خدا جان من و جان شما

من از کجا عقل از کجا ناصح برو شرمی بدار

جائی که او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی