گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۶

 

گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر می‌شد ز توبی صبرم، ارنه کار من نوعی دگر می‌شد ز تو
زان روی همچون مشتری گر پرده برمی‌داشتیروی زمین پر زهره و شمس و قمر می‌شد ز تو
پس بی‌نشان افتاده‌ای، ورنه پس از چندین طلبروزی من دل‌خسته را آخر خبر می‌شد ز تو
بر یاد داری: کز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی