گنجور

شعرهای با وزن «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)» و حروف قافیهٔ «انتازهکن»

 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱

 

جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن

جان را به رخ دل بازده، دل را ز لب جان تازه کن

از دل برون کن کینه را، صافی کن از ما سینه را

آن عادت پیشینه را، پیش آر و پیمان تازه کن

این درد پنهانم ببین، وین محنت جانم ببین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای