گنجور

صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۱۰۲

 

صحن برنجی که بود پر زقند

مرهم جان است و بسی سودمند

پیش قد دلکش زناج بین

گشته خجل قامت سرو بلند

مرغ دلم گشته اسیر اسیب

[...]

صوفی محمد هروی
 

صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۱۰۲

 

ای لب شیرین تو حلوای قند

قامت رعنای تو سرو بلند

صوفی محمد هروی
 
 
sunny dark_mode