گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۹

 

سحر طلو‌ع گل دعا که مراد اهل همم رسد

دل‌سرد مردهٔ‌ حرص را همه دود آه و الم رسد

هوس حلاوه حرص و کد سحر و گل‌ دگر آورد

که ‌دم وداع حواس کس‌ کمر و کلاه ‌و علم رسد

دل‌ طامع و گلهٔ‌ عطا، دم‌ گرم و سرد سوالها

که دهد مراد گدا مگر مدد دوام کرم رسد

سر حرص […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی