گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷

 

کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شد

مه نو دمید و به بدر زد بگداخت بدر و هلال شد

به صفای جلوه نساختی حق‌ کبریا نشناختی

به خیال آینه باختی‌ که جمال رفت و مثال شد

سحری‌ گذشتی از انجمن سر آستین به هوا شکن

ز شمیم سایهٔ سنبلت‌گل شمع ناف غزال شد

چو نفس مرا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی