گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۱

 

کسانی که ما را ندانسته اند
زبانها به ما درکشانسته اند
دورویی حوالت به ما می کنند
عداوت بدانجا رسانسته اند
ندانسته ای آنکه مردان حق
تصرف در اکوان توانسته اند
ز هر دو جهان سوزناکان عشق
دل و جان خود را رهانسته اند
چه گویی در ایشان که رخش جهاد
به کون و مکان در جهانسته اند
نیارست مجنون به خویش آمدن
مرا هم ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری