گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۵۴

 

دلم نقطه درد افتاده است
درین نقطه کی فرد افتاده است
سرشکم به رخ نقطه سرخی است
که بر صفحه زرد افتاده است
جگر بی تو گرم است و دل نیز گرم
همین آه من سرد افتاده است
تو ماه زمینی چرا آه من
ز تو آسمانگرد افتاده است
خطت سایه زلف و رخ زیر خط
گل سایه پرورد افتاده است
خطت طوطی آمد لب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی