گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱

 

به عجزی‌که داری قوی‌کن میان را

به حکمت نگردانده‌اند آسمان را

روان باش همدوش بی‌اختیاری

بلدگیر رفتار ریگ روان را

نفس‌گر همه موج‌گوهر برآید

ز دست‌گسستن نگیرد عنان را

درین انجمن ناکسی قدر دارد

زکسب ادب صدرکن آستان را

به عرض هنر لب‌گشودن نشاید

ز چیدن میاشوب جنس دکان را

چه دام است دنیا، چه نام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی