گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۶

 

ای صبا، حال من بدو برساننه چنان سرسری، نکو برسان
سخن من نه بیش گوی و نه کمآنچه من گویمت، بگو، برسان
به زبان کسش مده پیغامخود سخن گوی و روبرو برسان
نامه با خودنگاه دار و چو اوبا تو گوید که، نامه کو؟ برسان
گر مجالت نباشد اول روزفرصتی نیک‌تر بجو، برسان
قصهٔ این غریب سرگشتهپیش آن ماه تندخو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی