گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵

 

حبذا عشق و حبذا عشاقحبذا ذکر دوست را عشاق
حبذا آن زمان که پردهٔ عشقبیخود از سر کنند با عشاق
نبرند از وفا طمع هرگزنگریزند از جفا عشاق
خوش بلایی است عشق از آن دارنددل و جان را درین بلا عشاق
آفتاب جمال او دیدندنور دادند از آن ضیا عشاق
داده‌اند اندرین هوس جان‌هاچون سکندر در آن هوا عشاق
بگشادند در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » عشاق‌نامه » فصل اول » سر آغاز

 

حبذا عشق و حبذا عشاقحبذا ذکر دوست را عشاق
حبذا آن زمان که در ره عشقبیخود از سر کنند پا عشاق
نبرند از وفا طمع هرگزنگریزند از جفا عشاق
خوش بلایی است عشق، از آن دارنددل و جان را درین بلا عشاق
آفتاب جمال او دیدندنور دارند از آن ضیا عشاق
داده‌اند اندرین هوا جانهاچون شکستند از آن هوا عشاق
ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی