گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰

 

عشق تو ز اختیار بیرون استوصل تو ز انتظار بیرون است
چون با تو نهم قرار وصلتچون کار تو از قرار بیرون است
مرغی که دراوفتد به دامتهر لحظه ز صد هزار بیرون است
جان‌های عزیز را درین دردسرگشتگی از شمار بیرون است
زان برد غم تو روزگارمکز گردش روزگار بیرون است
آنجا که حساب کار عشق استاز پردهٔ پرده‌دار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار