گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸

 

ساقیا ساغر شراب کجاستوقت صبحست آفتاب کجاست
خستگی غالبست مرهم کوتشنگی بیحدست آب کجاست
درد نوشان درد را به صبوحجز دل خونچکان کباب کجاست
همه عالم غمام غم بگرفتخور رخشان مه نقاب کجاست
لعل نابست آب دیده ماآن عقیقین مذاب ناب کجاست
تا بکی اشک بر رخ افشانیمآخر آن شیشه گلاب کجاست
بسکه آتش زبانه زد در دلجگرم گرم شد لعاب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱

 

مهر سر گشته کافتاب کجاست
آب هر سودان که آب کجاست
خواب دوشم ز دیده ام پرسید
کاین جهان را مگو که خواب کجاست
مست پرسان که مست را دیدی
یارب آن بیخود و خراب کجاست
باده در میکده همی کرده
کرد مجلسی که کو شراب کجاست
یار خود بی نقاب می گردد
که همان یار بی نقاب کجاست
همه سرگشته مضطرب احوال
رسته گاو ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی