گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۲۵

 

بی رقیب آی شبی تا پیشتحال خود گویم و تنها گویم
سر نهم برکف پایت وآنگاهلیتنی کنت ترا با گویم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۲۶

 

بی رقیب آی شبی با پیشتحال خود گویم و تنها گویم
سر نهم بر کف یایت و آنگاهلیتنی کنت ترا با گویم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۶

 

گر سخن زان قد رعنا گویم
بیش از آن است که زیبا گویم
با چنان قد چو کمر بربندی
جای آن است که بر جا گویم
تا تو در سینه درونی دل را
تیر در خانه جوزا گویم
دل من حامل غم کردی و من
زاده الله تعالی گویم
هر دو چشمم که در آب اند یکی
هر یکی دو یم دریا گویم
بی رقیب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی