گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۸

 

خود ترا عادت دلداری نیست
کار تو جز که دل آزاری نیست
چشم تو تا که چنین ریزد خون
هیچ باکیش ز بیماری نیست
عشق و عاشق همه جایی هستند
کار کس نیز بدین زاری نیست
رخت دل زیر و زبر کردم پاک
ذرّه یی صبر بدیداری نیست
گفتمت نیست ترا خود غم من
سخت خاموشی و پنداری نیست
خود گرفتم که ترا در حق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل