گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۶

 

ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو
روی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو
نه تو را رحم که یکجا بنشینی با من
نه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو
چون روم طوف کنان روز فراقت به چمن
جز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو
بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دور
بینی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی