گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۱

 

دارم آن سر که سر زلف نگاری گیرم
بر سر کوی دلارام قراری گیرم
خرقه بفروشم و دفتر گرو باده کنم
جام می نوشم و از روضه کناری گیرم
آستین بر همه افشانم و از جان و جهان
دست کوته کنم و دامن باری گیرم
نکنم توبه و در حلقة سودا زدگان
با سر زلف نگاری سرو کاری گیرم
گرچه روزی بشب آورد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی