گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷

 

بود بی‌مغزسرتند خروش مینا

امشب از باده به جا آمده هوش مینا

وقت‌آن شدکه به دریوزه شود سر خوش ناز

کاسهٔ داغ من ازپنبهٔ گوش مینا

زندگی کردن‌، مار به خم عجزکشید

باده‌، زنار وفا بست به دوش مینا

تانفس هست‌به‌دل زمزمهٔ شوق رساست

گم نسازد اثر باد‌ه‌، خروش مینا

ای قدح‌گوش شو و مژدة مستی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی