گنجور

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

وحشت راه دراز از نظر کوته ماست
رخ ‌متاب ای ‌دل ‌از‌ین ‌ره که خدا همراه ماست
نیست اصلا خبری در سر بازار وجود
ور همانا خبری هست به خلوتگه ماست
جز تو ای عشق‌! اگر ما در دیگر زده‌ایم
جرم بر عقل به هر در زدهٔ گمره ماست
گرچهی کند رفیقی به ره ما چه زبان
زان که ما آب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار