گنجور

حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آیدکه ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوشزده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید
زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بسموسی آنجا به امید قبسی می‌آید
هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیستهرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید
کس ندانست که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ