گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۶

 

مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید
مهلت قاصد و تأخیر خبر دیر کشید
به غباری که به هر سو رود از موکب او
آرزومندی اصحاب نظر دیر کشید
ابر جود است و کرم لیک پی یک قطره
بخل ورزیش بدین تشنه جگر دیر کشید
این همه ناله مرغان به چمن زان سبب است
که نقاب از رخ گل باد سحر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی