گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۱

 

هر کجا برفکند قامتِ جانان سایه
گوهر از سنگ برآرد اثرِ آن سایه
قدمش خاصیت فرّ همایی دارد
بر سرِ هر که فکند از سرِ احسان سایه
آفتاب است به رخساره و گسترده مدام
بر هر اطرافش از آن زلفِ پریشان سایه
پس روِ رایت حسنش چو قمر بسیارند
لازم است از پیِ خورشیدِدرخشان سایه
دل‌برا پس رویِ چرخِ سراسیمه مکن
هر زمان چون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری