گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۷

 

کار این است که از کارِ جهان آزادیم
به دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم
فارغیم از هوسِ خواجگی و خیل و حشم
بل‌که از نیک و بدِ کون و مکان آزادیم
دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمن
مفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم
گه جوان یارِ قدم بودی گه پیرِ دلیل
بعد ازین از مددِ پیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری