گنجور

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۰

 

آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت
دل ما سوخت بسی دود دل ماش گرفت
طوطیانند فرو برده به شکر منقار
یا خط سبز لب لعل شکرخاش گرفت
نقش پابوس ویم نیست همین بس که چو شد
در رهش سوده تنم نقش کف پاش گرفت
نه دل است این به برم بلکه دلم از غم عشق
شد جدا قطره ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی